آیا اضطراب مزمن می‌تواند ساختار مغز را تغییر دهد؟

زمان مطالعه : 11 دقیقه

30 تیر 1404

سامان عظیمی

پزشک مرتبط :

در افراد مبتلا به اختلال اضطراب عمومی (GAD)، سطح بالای هورمون کورتیزول (هورمون استرس) می‌تواند بر عملکرد نواحی خاصی از مغز مثل آمیگدال (مرکز پردازش احساس ترس)، هیپوکامپ (مرکز حافظه) و قشر پیش‌پیشانی (بخش برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری) اثر بگذارد. این تغییرات نه‌تنها در MRI مغز قابل‌مشاهده‌اند، بلکه می‌توانند به چرخه‌ای معیوب از اضطراب بیشتر و کاهش توانایی کنترل آن منجر شوند.

در این مطالعه تحقیقاتی به چه چیزی پرداخته شده است؟

در مطالعه‌ای که در مجله NeuroImage: Clinical منتشر شد، پژوهشگران مغز 76 فرد مبتلا به اضطراب مزمن و 76 فرد بدون سابقه اختلالات اضطرابی را با استفاده از تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) مقایسه کردند. تمرکز اصلی بر حجم آمیگدال، ضخامت قشر پیش‌پیشانی و ارتباطات عصبی بین نواحی مسئول هیجان و شناخت بود.

در کنار تصویربرداری، از شرکت‌کنندگان آزمون‌های روان‌شناختی برای سنجش سطح اضطراب، تمرکز و عملکرد شناختی گرفته شد.

دستاوردهای این مطالعه چه بود؟

نتایج نشان داد که افراد مبتلا به اضطراب مزمن، به‌طور میانگین دارای آمیگدالی بزرگ‌تر و قشر پیش‌پیشانی نازک‌تر نسبت به گروه کنترل بودند. همچنین، ارتباطات بین هیپوکامپ و آمیگدال در این افراد کمتر مؤثر و هماهنگ بود. این یافته‌ها نشان می‌دهد که اضطراب مداوم می‌تواند تعادل ساختاری و عملکردی در مغز را مختل کند.

از نظر عملکردی، این افراد در انجام آزمون‌هایی که نیاز به تمرکز، حافظه کوتاه‌مدت و تصمیم‌گیری داشتند، عملکرد ضعیف‌تری داشتند.

چرا این نتایج چشم‌گیر هستند؟

سال‌ها تصور می‌شد که اضطراب فقط یک تجربه‌ی ذهنی یا روانی است، اما این مطالعه نشان می‌دهد که اضطراب مزمن می‌تواند تأثیرات عینی و قابل‌اندازه‌گیری بر مغز داشته باشد. نازک شدن قشر پیش‌پیشانی می‌تواند توانایی فرد در کنترل ترس و اضطراب را کاهش دهد و این خود باعث تشدید علائم اضطرابی می‌شود. همچنین بزرگ شدن آمیگدال به‌معنای افزایش حساسیت به محرک‌های تهدیدآمیز است که می‌تواند اضطراب را دائمی‌تر کند.

آیا این تغییرات برگشت‌پذیرند؟

خبر خوب این است که مغز انسان انعطاف‌پذیر است. مطالعات دیگر نشان داده‌اند که با درمان شناختی-رفتاری (CBT)، مدیتیشن مایندفولنس و گاهی داروهای ضد اضطراب، برخی از این تغییرات قابل برگشت هستند. به‌عنوان‌مثال، در یکی از مطالعاتی که روی مدیتیشن تمرکز داشت، پس از 8 هفته تمرین روزانه، ضخامت قشر پیش‌پیشانی در شرکت‌کنندگان افزایش یافت.

نتیجه‌گیری

اضطراب مزمن چیزی فراتر از یک احساس گذراست. این اختلال می‌تواند به‌صورت فیزیکی ساختار مغز را تغییر دهد و عملکرد شناختی و عاطفی فرد را تحت‌تأثیر قرار دهد. اما با تشخیص به‌موقع، درمان‌های مؤثر و سبک زندگی سالم، می‌توان این اثرات را به حداقل رساند و حتی برخی از آن‌ها را برگرداند. درک اثرات مغزی اضطراب می‌تواند گامی مهم در destigmatizing (کاهش انگ) اختلالات روانی باشد و ما را به سوی رویکردهای درمانی مؤثرتر هدایت کند.

منابع:

اشتراک گذاری:

دیدگاه ها‌ :